تبليغاتX
اموزش فنچ بازی

اموزش فنچ بازی

مهيار***كينكورد***

راههای در اوردن لجه دخترا

۱- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید

۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق

۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید

۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید


۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید

۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید خوشتون نیومد و برید

۷- توی جشن تولد یکی از دخترا فامیل تا اومد شمع ها را فوت کنه همه رو خاموش کنید

۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد بلافاصه بگید چقدر قدیمی بود


۹- اشتباهات لغوی دخترارو موقع صحبت کردن تکرار کنید و بخندید

۱۰- تو یه جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید

۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون

۱۲- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید


۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید

۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بر گردونید

۱۵- چاق بودن و بی ریخت بودن دختر مورد نظر رو دم به ساعت به اطلاعش برسونید

۱۶- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده


۱۷- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه

۱۸- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده

۱۹- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه

۲۰- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتید تعریف کنید


۲۱- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید

۲۲- توي خيابون به يه قسمت از لباس يه دختر خيره بشيد و بزنيد زير خنده (نمي دونيد دختره چه حالي مي شه)

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 14:25  توسط Cannavaro  | 

fench baZi

khob man bade ye modat taligh too karam to bare bargashtam

oamdam ke mesle ghabl fench bazi konam,

tamami senin 14 ta 17 male mast

felan bye ta hi

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 19:33  توسط Cannavaro  | 

اینم پاره ای دیگر از خصوصیات دخترا

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه (نکته مهم المپیاد )
 یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
 یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
 یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
 یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه
 یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی WC نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)
یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه
یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
 یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
 یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره
 یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه
 یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
 یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه (جوابیه)
 یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن
 یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کنه
 یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 22:58  توسط Cannavaro  | 

نکته های زندگ_____________________ى

گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم.گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم.گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري.گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم.گفتي ... ، گفتم... .حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه!فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو
غروب شد و خورشيد رفت... آفتابگردون دنبال خورشيد مي گشت...

ناگهان ستاره اي چشمک زد... آقتابگردون سرشو پايين انداخت....

...گلها هرگز خيانت نمي کنن


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 22:46  توسط Cannavaro  | 

آرايش كردن يا نكردن؟! نه، مسئله اين نيست

سلامت :آرايش مي‌كنم ، پس هستم
آرايش كردن يا نكردن؟! نه، مسئله اين نيست. مشكل امروز، تنها در از بين رفتن مرزهاي آرايشي و پائين آمدن سن آرايش است.

رنگ‌ها زيبا هستند و زيبايي مي‌آورند؛ وقتي كه رنگ‌ها روي صورت مي‌‌نشينند، جذابيتشان صورتكي مي‌سازد كه زيبا و كاملاً متفاوت با نمونه اصلي است ! بله اين واقعيت دنياي امروز است: هر چه خيابان‌ها خاكستريتر مي‌شوند، تعداد آدم‌هاي رنگي بيشتر مي‌شود. نگاهي به گذشته نشان مي‌دهد كه <آراستن> جزو جداييناپذير فطرت انسانهاست. حتي اقوام بدوي و آدمهاي دور از تمدن آمريكاي جنوبي هم خود را با استخوان شكار تزئين ميكردند. بشر در مراحل ابتدايي، از صمغ‌ها و خاك‌هاي رنگين براي آرايش خود استفاده مي‌كرده است.
تاريخ كشور ما هم از اين قاعده مستثني نيست؛ آرايش كردن از خيلي وقت پيش بين زنان ايراني مرسوم بوده. دكتر ويلز كه در زمان ناصرالدين شاه قاجار به ايران سفر كرده در سفرنامه‌خود مي‌نويسد: <زنان اعيان و طبقه بالا، اغلب چهره خود را به كمك وسايل آرايش محلي آرايش مي‌كنند و يك خال درشت مشكي هم وسط ابروان خود مي‌كشند كه در طبقه كم بضاعت گاه اين خال تبديل به پولك رنگي مي شود... >
زنان ايراني، از ساليان قبل گونه ها را با سرخاب سرخ مي‌كردند و صورت و گردن خود را به كمك پودر سفيداب، سفيد. مژه و چشم ها هم به وسيله سرمه به كلي سياه مي‌شد. آنها حتي عقيده داشتند كه استعمال سرمه چشم را تقويت مي‌كند و موجب افزايش بينايي مي شود! براي تيره تر شدن ابروها هم از وسمه اي كه از ساعت ها قبل آن را جوشانده بودند، دم كرده و آماده ساخته بودند، استفاده مي‌كردند
.

آرايش كردن يا نكردن؟!
آرايش كردن يا نكردن؟! نه، مسئله اين نيست. مشكل امروز، تنها در از بين رفتن مرزهاي آرايشي و پائين آمدن سن آرايش است. اگر در گذشته، آرايش از سن وسال خاصي وبه صورت <كم، متوسط و تند> در موقعيت‌هاي مختلف كاربرد داشت، امروز ديگر مرزي براي آن باقي نمانده. در طول يك قرن گذشته و سرخاب و سفيداب جاي خود را به انواع و اقسام لوازم آرايشي داده اند.
لوازمي كه در ابتداي پيدايش خود، جزو اشياي لوكس محسوب نمي‌شدند و فقط نيازي مبرم براي زنان مسن‌تر و يا افرادي كه فيزيك ظاهري زيبايي نداشتند بود، در دنياي امروز به نيازي ضروري در بين اغلب زنان و دختران جوان تبديل شده است. امروز ديگر استفاده از لوازم آرايشي نه برآورد يك خواسته، بلكه يك احتياج اجتماعي است كه گاهي نياز به زيبايي از آنجا ريشه مي‌گيرد! اگرچه هميشه واقعيت گفتني نيست اما در سربستهترين حالت ‌تنها مي‌‌توان نوشت: اين روزها اگر خانمي براي كار به شركت، موِسسه و... درخواست بدهد و ظاهر و قيافه خود را فراموش كند، در شرايط برابر به لحاظ تخصصي با ديگران، در اكثر مواقع او در آزمون استخدام آخرين نفر خواهد بود؛ مگر اينكه مهارت يا زمينه استثنايي داشته باشد. البته اين تنها يكي از انگيزه هاي قابل نوشتن است!
دكتر حميد نوروزي روان‌شناس معتقد است كه با از بين رفتن مرزهاي آرايشي، سن آرايش هم به عنوان يك متغير وابسته پايين‌تر آمده و دختران جوان، در سنين پايين، دست به آزمودن رژلب، پودر و رژگونه مي‌زنند. او مي‌گويد:<در بسياري از موارد، اين پديده از تيره شدن رابطه با پدر‌و‌مادر‌ريشه مي‌گيرد. گروهي از دختران مي‌خواهند از گروه سني خود پيشي بگيرند. از رهگذر جادوي لوازم آرايش، آنها به آرزوي ديرينه خود براي كوتاه كردن دوره كودكي و نوجواني و به دست‌آوردن دلخواه‌ترين خواسته خود‌،‌ <بزرگسالي واستقلال> دست مي‌يابند . وقتي دختري در سن جلوه زيبايي‌هاست و نمي تواند از رنگ شادي در لباس خود استفاده كند، وقتي پدرو مادر، به صورت كنترل شده لباس مورد علاقه را در دسترسش قرار نمي‌دهند، او نيز براي پيدا كردن كساني كه مثلاً مانتوي مورد نظرش را تائيد كنند، به پارك كشيده مي‌شود و چه بسا ناگهان ميان كساني چشم‌باز مي‌كند كه ديگر براي او زيبايي باقي نمي ‌گذارند.>
شايد شما نيز با دختران جوان و نوجواني كه با آرايش زاويه دار تند كنار خيابان ايستاده‌، لباس‌هاي كثيفي پوشيده و آرايش شب را براي روز به كار برده‌اند برخورد كرده باشيد. در مورد او چه فكري كرده‌ايد؟
روانشناسان مي‌گويند‌هر چه آرايش تندتر باشد، اعتماد به نفس پايين‌تر است و افراد خجول از آرايشي استفاده مي‌كنند كه تصور مي‌كنند برايشان شخصيت بيشتري مي‌آورد. اغلب آرايش خشن و چشم هايي با زاويه هاي تند مختص آدم‌هاي بي اعتماد به نفسي است كه مي خواهند ديگران باورشان كنند و مورد پذيرش جامعه قرار گيرند. بيشتر آنها فكر مي‌كنند كه در صورت خود نقص عمده اي دارند، اين نقص گاهي آنقدر بزرگ جلوه مي كند كه براي رفع آن دست به هر كاري مي زنند. آرايش در اينجا به كاهش اضطراب و افسردگي ناشي از تصور داشتن نقص كمك مي‌كند. اين افراد آرايش غليظ را نه به خاطر مردان بلكه در واكنش به فروپاشي درون خود انجام مي‌دهند، يعني تلاش مي‌كنند ديگران چهره غمگين‌، ژوليده و پريشان آنان را نبينند.

زيبايي در بحران ، بحران در زيبايي
دوران نوجواني دوران كسب هويت مستقل فردي است. يعني به دليل تغيير وتحولات ايجاد شده در نوجوانان براي ايجاد ارتباط با جنس مقابل و دريافت توجه از وي، زيبا بودن و جذاب بودن نه به دليل ايجاد برانگيختگي جنسي در طرف مقابل، بلكه به دليل تا‡ييد هويت خويش و يافتن جايگاهي در دنياي بيرون است. بنابراين تغيير رفتار دختران نوجوان در اين سن، طبيعي است. آنها سعي مي كنند از نظر نوع لباس و آرايش با افرادي كه حتي يك سال از آنها كوچكترند، متفاوت باشند. هدف اين تفاوت ايجاد فاصله است. آنها دوست دارند كه بزرگ شدن خود را به رخ بكشند. در اين‌ سن آنها به‌دنبال‌ ‌يافتن‌ چراهايشان‌‌ ‌هستند و با يافتن جواب آنها به تصويري ذهني از خود مي رسند. يعني سعي مي‌كنند كه براي خود هويت شخصي قائل شوند ودر اين راستا سوالات بسياري را در مورد دين، مذهب‌، اجتماع و باورها مي‌پرسند.
چگونگي پاسخ‌هاي والدين به اين سوالات ، همانقدر كه مي تواند‌ ‌‌‌به شكل گيري هويت او كمك‌كند، مي‌تواند مخرب نيز باشد. به اين صورت كه در اين دوران دختران نوجوان معمولاً از مادرانشان وپسران نوجوان معمولاً از پدرانشان الگوبرداري مي‌كنند و اين الگو به تدريج در آنها دروني مي‌شود.
با ورود نوجوان به دنياي بزرگتر و جديدتر، او با ارزش‌هاي تازه تري از طريق همسالانش آشنا مي‌شود وبا هنجارهاي جامعه مواجه مي‌گردد. حال او بايد اين دو شيوه ارزشگذاري را بر هم منطبق كند. هر قدر ارزشگذاري خانواده با ارزشگذاري اجتماع و گروه همسالان هماهنگ‌تر باشد، هويت يابي آسان‌تر خواهد بود. در صورتي كه ارزش‌ها متضاد باشند نوجوان به تعارض بر خورده ودچار سردرگمي در نقش مي شود.
معمولاً در چنين زماني نوجوان مجبور مي شود كه در خانواده و در ميان گروه همسالان نقش‌هاي متفاوتي را پيش بگيرد ومثال بارز آن دختران راهنمائي و دبيرستاني هستند كه با آرايش‌ غليظ و تند در جامعه ظاهر شده و تمايل شديدي به استفاده از لوازم آرايش دارند. گاه رفتارشان آنقدر زنانه مي شود كه مشكل مي‌توانيد آنها را از خانم‌هاي متا‡هل افتراق دهيد. بنابراين‌‌ ‌پديده آرايش در سنين پايين بستگي زيادي هم به گروه همسالان فرد دارد.


در اين ميان انگشت اتهام، به سوي <وسايل ارتباط جمعي> است، و <ماهواره و سينما> احتمالاً متهم‌هاي رديف اول! آنها دنياي مد هستند: مد لباس، مو و آرايش! كارشناسان علوم اجتماعي معتقدند با ايجاد و گسترش ارتباطات بين طبقات مختلف يك جامعه و در نگاهي وسيع‌تر، بين جوامع مختلف، مخصوصاً از طريق رسانه هاي ديداري، افراد به عنوان مخاطب با نمونه هايي آشنا مي شوند كه خارج از فرهنگ و آداب و رسوم و ارزش هاي جامعه خودشان است، نمونه‌هايي كه به دليل متنوع بودن در اكثر مواقع به الگو تبديل مي شوند. ولي آيا شما هم موافقيد كه همه تقصيرها را نبايد تنها به گردن ماهواره و فرهنگ غرب بيندازيم؟ بهتر نيست به جاي اين كار، به نقشي كه خودمان درايجاد اين مشكلات ايفا كرده‌ايم توجه كنيم؟

از نو تازه شويم
الگوهاي امروزي همراه با آرايش و آراستگي هستند و دختران نوجوان هم در شكل‌گيري هويت خويش به اين الگوهاي متعارف جامعه نزديك مي شوند.
اما نحوه آرايش به ويژگي هاي شخصيتي افراد مربوط است. اگر شرايط فرهنگي خانواده، طرز آرايش نوجوان را طبيعي بدانند، مسلماً خود وي نيز اين اعمال و آرايش را طبيعي قلمداد مي‌كند، چون در واقع ما ملاك خاصي براي ارزيابي آرايش افراد نداريم و از آنجا كه آرايش، ارتباط تنگاتنگي با ارزيابي خود از ميزان جذابيت جسماني دارد، پس كميت و كيفيت آرايش به ميزان رضايت رواني و دروني افراد بستگي دارد.
نكته اين است كه محدودسازي بيش از حد نوجوانان باعث مي‌شود آنان خواسته هاي والدين را منطبق با نيازهاي روانشناختي و شرايط اجتماعي امروزي ندانند، در اين ‌صورت آنها در غياب والدين و در خارج از خانه از لوازم آرايش استفاده مي‌كنند. در كنار همه اين‌ها بايدتوجه داشته باشيد كه مخالفت و ستيزه‌جويي نه تنها تغييري در رفتار نوجوانان ايجاد نمي‌كند بلكه او را شعله ورتر و گستاخ‌تر مي‌كند. نوجوان شما بايد بتواند تشخيص دهد كه منظور از زيبا شدن، زدن ماسك دروغين بر چهره و سعي در برتري جويي و جلب توجه ديگران نيست . سعي كنيد به جاي ايجاد خفقان و محدوديت ، مرزها را به فرزندانتان بياموزيد .‌

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 12:58  توسط Cannavaro  | 

زنان بد به همه جا میروند

امروزه زنان نمی خواهند فقط سر به راه باشند. آگاهی زنان از خويشتن بخودشون  افزايش يافته است. با اين حال، تناقض های فراوانی در ذهن نداشته ی زن امروزی نهفته است. می کوشد تا خود را ابراز کند، اما وجدانش نداشته اش ناراحت است. در بيرون خاموش است اما در درون آکنده از کشمکش است. از سويی می خواهد محبوب همگان باشد و می کوشد همه را راضی نگه دارد، از سوی ديگر می داند که به اين ترتيب دچار وابستگی می شود.... پس ببینید چه جنس بیخودی هستش
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 12:47  توسط Cannavaro  | 

تصمیم گیری پدر در مورد دختر خود

تصمیم گیری پدر در مورد دختر  که هم پشت کنکوری هستش و هم دمبخت

پدر: می خوای چی کار کنی تکلیف من و رو شن کن

دختر:فعلا که دارم برای کنکور میخونم

پدر:اخه ۵ ساله همین و میگی میترسم این پسره بپره

دختر : چیکار کنم حالا امسالم کنکور بدم تا ببینم

پدر : گفته باشم امسالم بخوای قبول نشی می ترشی دیگه کسی هم نیست بیاد تو ترشیده رو ببره

دختر:بابا میگن تو دانشگاه پسر زیاده

پدر :حالا گفتم >> یا دانشگاه اگه نشد باید بری زایشگاه 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 23:24  توسط Cannavaro  | 

مورد از تفاوت هاي دختر ها و پسر هاي ايروني


1- دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند

2- اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده!

3- يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه

4- يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!

5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!

6-دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر وجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن

7-اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه و جوات هستي دست به هر کاري ميزنه تا از شرت خلاص شه!

8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.

10-دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي بهترين راه براي داشتن يک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله!

11-دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند!

12- پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن.

13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد.

14-دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن

16-اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسر ها در يک جمع فقط سوتي ميدن!

17-يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه.

18-پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن!

19-يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه!

20-يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

21-اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش!

22-دختر ترشيده ميشه اما پسر نه!!!!

23- بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باحال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 21:26  توسط Cannavaro  | 

صاحب دل منم

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 22:4  توسط Cannavaro  | 

جئوگرافى خانمها

 

* خانم ها در سن 18 تا 21 سالگي ، مانند آفريقا يا استراليا هستند : نيمه كشف شده،

وحشى، با زيباي هاى افسون كننده ى طبيعى !


* در سن 21 تا 30 سالگى، مثل آمريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده ، بسيار توسعه

يافته آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل !

* در سن 30 تا 35 سالگي ، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام و آگاه

به زيبايى هاى خود !

* بين سن 35 تا 40 سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است

در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند !

* در سن 40 تا 50 سالگى ، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند ،هنوز

گرفتار اشتباهات پيشين اند و به بازسازى كامل نياز دارند !

* بين 50 تا 60 سالگى ، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون

مرزبان،اما سرماى زياد خلايق را از آنان فراري مي دهد !

* در سن 60 تا 70 سالگى ، مانند انگلستان يا مغولستان اند : با يك گذشته ى درخشان و بدون

آينده !

*
بعد از 70 سالگى ، شبيه آلبانى يا افغانستان اند : همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس

به سراغ شان نمى رود !!!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 22:2  توسط Cannavaro  |